ده یار بهشتی

در احادیث زیادی مژده ی بهشت به آنها داده شده است فقط چند حدیث مشهور را در این مضمون نوشته ام تا شما (عشره مبشره) را خوبتر بشناسید.
 
1 – ابوبکر صدیق رضی الله عنه – پیامبر (ص) فرمودند: (خداوند مرا به سوی شما مبعوث کرد شما گفتید تو دروغ می گویی، اما ابوبکر گفت راست می گوید ومرا با جان ومالش یاری داد)، (هیچ کسی را به اسلام دعوت ندادم مگر ابتدا در پذیرفتن دعوتم دچار تردید و شک می شد به جز ابوبکر، هنگامی که او را دعوت دادم چهره اش را برنگرداند ودر حقانیت اسلام شک نکرد).

2 – عمر بن خطاب رضی الله عنه – پیامبر (ص) فرمودند: «بار خدایا هریک از این دومرد، ابوجهل وعمر بن الخطاب را بیشتر دوست داری اسلام را به وسیله ی او کمک کن»،

و فرمودند: «من شیطانهای انس وجن را می بینم که از عمر فرار می کنند»

پیامبر (ص) به عمر رضی الله عنه می گفت: «ای فرزند خطاب! سوگند به ذاتی که جانم در دست اوست شیطان از راهی که تو از آن گذر کنی نخواهد رفت».

3 – حضرت عثمان بن عفان رضی الله عنه – پیامبر (ص) فرمودند: «آیا از مردی حیا نکنم که فرشتگان از او شرم می کنند»

4 – حضرت علی ابن ابی طالب رضی الله عنه – خود حضرت علی (رضی الله عنه) فرموده است که « مرا از کتاب خدا بپرسید، چون در قرآن آیه ای نیست مگر اینکه من می دانم که در شب نازل شده است یا در روز، در کوه نازل شده است یا در دشت»

هم چنان علی (رضی الله عنه) می گوید: «پیامبر (ص) روز دوشنبه مبعوث شد ومن روز سه شنبه ایمان آوردم»
ادامه نوشته

خلفای راشدين از منظر شاعران بزرگ

چون     ابو بكر    آيت    توفيق     شد                 با چنان شه صاحب و صديق شد
چون عمر   شيداى آن   معشوق  شد                حق و باطل  را  چو دل فاروق شد
چون كه عثمان آن عيان را عين گشت                 نور فايض بود و ذى النورين گشت‏
چون ز رويش  مرتضى  شد  در فشان                 گشت    او شير خدا  درمرج جان

تاثير و اندوه علي رضي الله عنه از شهادت عمر  رضي الله عنه

ابو جحيفه مي گويد: من شاهد بودم كه حضرت عليرضي الله عنه بعد از وفات عمر رضي الله عنه تشريف آورد و چادر را از چهره اش برداشت و گفت: «رحمت خدا بر تو باد اي ابوحفص، بخدا سوگند، اينك بعد از رسول خداصلي الله عليه وسلم غير از تو اي عمر كسي باقي نمانده كه من از خدا بخواهم نامه اعمالم مثل نامه اعمال او باشد».

سيدنا علي رضي الله عنه هنگام وفات عمر رضي الله عنه مي گريست، پرسيدن به چه جهت اين همه گريه مي كنيد؟ جواب دادند: «بخاطر مرگ عمر گريه مي كنم، همانا موت او شكاف و خلايي در اسلام ايجاد نمود كه تا ابد پر نخواهد شد.»

[نيز حضرت علي رضي الله عنه در نهج البلاغه در وصف سيدنا عمر رضي الله عنه مي فرمايد: «چه شخص عجيبي بود، كجي‌ها را راست و بيماريهاي اجتماعي را مداوا كرد، سنت پيغمبر را به پا داشت، و فتنه و آشوب را به عقب انداخت، پاكدامن و بدون عيب از جهان رفت، نكويي خلافت را دريافت و از شر آن پيشي گرفت، خداي بزرگ را اطاعت نمود و آنطور كه لازم بود از خدا مي ترسيد، افسوس كه او از دنيا كوچ كرد و مردم را در راههاي مختلف باز گذاشت، و حالا نه بيخبران در آن راهها مي توانند راه يابند و نه هدايت شدگان مي توانند در آن يقين داشته باشند.»