ادامه ی اعجاز قرآن

12- آفريننده ذوالجلال و عظيم الشأن با آيه 31 سوره مدثر به ما ياد مي دهد كه چرا عدد 19 را انتخاب كرده است. پنج دليل زير را بيان مي فرمايد : الف) بي ايمانان را آشفته سازد. ب) به خوبان يهود و نصارا اطمينان دهد كه قرآن آسماني است. ج) ايمان مومنان تقويت نمايد. د) تا هر گونه اثر شك و ترديد را از دل مسلمانان و خوبان يهويت و مسيحيت بزدايد. ه) تا منافقين و كفار را كه سيستم اعدادي قرآن را قبول ندارند رسوا سازد. 13- آفريننده بمامي آموزدكه اين نظم اعدادي قرآن تذكري به تمام جهانيان است (آيه 31 سوره مدثر)ويكي از معجزات عظيم قران است. (آيه 35). 14- هركلمه از جمله آغازيه قرآنبسم الله الرحمن الرحيم در تمام قرآن بنحوي تكرار شده كه به عدد 19 قابل تقسيم است ،بدين ترتيب كه كلمه‍‎‎‎‎‏“ اسم “ 19 باركلمه “ الله “ 2698بار(42*19)، كلمه “ الرحمن “ 57 بار (3*19) وكلمه “ الرحيم “ 114بار (6*19)ديده مي شود. 15- قرآن 114سوره دارد كه هر كدام از سوره ها با آيه افتتاحيه “ بسم الله الرحمن الرحيم “ آغاز ميشود بجز سوره توبه (شماره 9) كه بدون آيه معموله افتتاحيه است،لذا آيه “ بسم الله الرحمن الرحيم“ در ابتداي سوره ها 113 بار تكرار شده است.چون اين رقم به 19 قابل قسمت نيست وسيستم اعدادي قرآن آسماني ساخته پروردگار بايد كامل باشد يكصد وچهاردهمين آيه بسم الله را در سوره النمل كه دوبسم الله دارد(آيه 27) (آيه افتتاحيه وآيه 30 )بنابراين قرآن مجيد 114 بسم الله دارد. 16- همانطور كه در بالا اشاره شد سوره توبه فاقد آيه افتتاحيه بسم الله است . هر گاه از سوره توبه شروع كرده آنرا سوره شماره يك وسوره يونس را سوره شماره دو فرض نموده وبه همين ترتيب جلو برويم ، ملاحظه مي شود كه سوره النمل نوزدهمين سوره است (سوره 27) كه بسم الله تكميلي را دارد .از اين نظم نتيجه مي گيريم كه قرآني كه اكنون در دست ماست با قرآن زمان پيامبر از لحاظ ترتيب سوره ها يكي است . 17- تعداد كلمات موجود بين دو آيه بسم الله سوره النمل 342(18*19) ميباشد. 18- قرآن مجيد شامل اعداد بيشماري است .مثلاً : ما موسي را براي جهل شب احضار كرديم ،ما هفت آسمان را آفريديم .شمار اين اعداد در تمام قرآن 285(15*19) ميباشد. 19- اگر اعداد 285 فوق را با هم جمع كنيم ، حاصل جمع 174591 (9189*19)خواهد بود . 20- حتي اگر اعداد تكراري را از عدد فوق حذف نماييم حاصل جمع 162146 (8534*19) خواهد بود.

 

بهترين منازل بهشت

بهترين منازل بهشت، منزل مسلماني است كه در بهشت همسايه رسول خدا (ص) است. و تربيت و سرپرستى دختران و يتيمان است كه باعث همسايگي رسول خدا (ص) در بهشت مى شود. أنس (رض) از رسول خدا (ص) روايت مى كند كه آن حضرت (ص) فرمودند: ((من عال جاريتين حتي تبلغا جاء يوم القيامة أنا وهو، وضم أصابعه)). [مسلم].

هر كس دو دختر را سرپرستي كند تا وقتي كه به سن بلوغ برسند، در روز قيامت، من و او مانند اين دو هستيم، سپس دو انگشت خود را به هم چسباند.

کارهای کوچک ولی بزرگ

بعضي از كارها با وجود اين كه[به ظاهر] اندك و بی ارزش هستند، اما انجام آن، فرد مسلمان را به بهشت مى برد عبارتند از:

·         برداشتن از راه مردم هر چيزي كه مردم را رنج و آزار دهد.

·         احسان و نيكي به حيوانات.

·         خوش اخلاقى و خوش رفتاري.

·         صدق و راستگويي در گفتار و كردار.

·         خودداري از خشم و غضب.

·         به ديدن و احوال پرسي بيمار رفتن.

·         زيارت و ديدار با مسلمان.

·         نرمي و آسان گرفتن در خريد و فروش.

·         سخن از رحمت و خشنودي خداوند.

ابوهريره (رض) روايت مى كند كه از رسول اكرم (ص) شنيدم مى فرمود: ((لقد رأيت رجلاً يتقلب فى الجنة فى شجرة قطعها من ظهر الطريق كانت تؤذى الناس)). [مسلم].

مردي را ديدم كه در بهشت غرق درخوشي و لذت بود، آن هم به خاطر برداشتن درختي از سر راه مردم، براي اين كه از آن در رنج بودند.

همچنين ابوهريره (رض) از رسول اكرم (ص) روايت مى كند كه فرمودند: ((أن رجلاً رأي كلباً يأكل الثري من العطش فأخذ الرجل خفه فجعل يغرف له به حتي أرواه فشكرالله له فأدخله الجنة)). [بخارى].

مردي سگي را ديد كه از تشنگي خاك مى خورد، كفش خود را گرفت و [از چاه] برايش آب كشيد تا اين كه سيراب شد، خداوند او را سپاس گفته به بهشت وارد نمود.

قسم

در حديث ابن عمر رضي الله عنهما آمده است که رسول الله (ص) فرمود «مَنْ حَلَفْ بغيرِ اللهِ فقد أشرك». وفي لفظ « فقد كفر».

« کسيکه به غير الله قسم بخورد، شرک ورزيده است». ودر لفظ ديگري: « کسيکه به غير الله قسم بخورد، کفر ورزيده است».

متأسفانه چه بسيارند کسانيکه به سبب جهل و ناداني در اين نوع از شرک و کفر واقع گشته اند و به جاي اينکه به الله قسم بخورند به جان بچه هايشان و يا به اشخاص ديگر قسم مي خورند.

 

 

 

تاثير و اندوه علي رضي الله عنه از شهادت عمر  رضي الله عنه

ابو جحيفه مي گويد: من شاهد بودم كه حضرت عليرضي الله عنه بعد از وفات عمر رضي الله عنه تشريف آورد و چادر را از چهره اش برداشت و گفت: «رحمت خدا بر تو باد اي ابوحفص، بخدا سوگند، اينك بعد از رسول خداصلي الله عليه وسلم غير از تو اي عمر كسي باقي نمانده كه من از خدا بخواهم نامه اعمالم مثل نامه اعمال او باشد».

سيدنا علي رضي الله عنه هنگام وفات عمر رضي الله عنه مي گريست، پرسيدن به چه جهت اين همه گريه مي كنيد؟ جواب دادند: «بخاطر مرگ عمر گريه مي كنم، همانا موت او شكاف و خلايي در اسلام ايجاد نمود كه تا ابد پر نخواهد شد.»

[نيز حضرت علي رضي الله عنه در نهج البلاغه در وصف سيدنا عمر رضي الله عنه مي فرمايد: «چه شخص عجيبي بود، كجي‌ها را راست و بيماريهاي اجتماعي را مداوا كرد، سنت پيغمبر را به پا داشت، و فتنه و آشوب را به عقب انداخت، پاكدامن و بدون عيب از جهان رفت، نكويي خلافت را دريافت و از شر آن پيشي گرفت، خداي بزرگ را اطاعت نمود و آنطور كه لازم بود از خدا مي ترسيد، افسوس كه او از دنيا كوچ كرد و مردم را در راههاي مختلف باز گذاشت، و حالا نه بيخبران در آن راهها مي توانند راه يابند و نه هدايت شدگان مي توانند در آن يقين داشته باشند.»

حضرت محمد(ص)

بدون شرح

پيروي كردن از مؤذن در حال اذان گفتن

پيروي كردن از مؤذن در حال اذان گفتن، باعث ورود به بهشت مى شود؛ چنان كه عمر بن خطاب (رض) از رسول اكرم (ص) روايت مى كند كه آن حضرت فرمودند: ((إذا قال المؤذن: الله أكبر الله أكبر، فقال أحدكم: الله أكبر الله أكبر، ثم قال: أشهد أن لا إله إلاَّ الله، قال: أشهد أن لا إله إلاَّ الله، ثم قال: أشهد أن محمداً رسول الله، قال: أشهد أن محمداً رسول الله، ثم قال: حى علي الصلاة، قال: لا حول ولا قوة إلاَّ بالله، ثم قال: حى علي الفلاح، قال: لا حول ولا قوة إلاَّ بالله، ثم قال: الله أكبر الله أكبر، قال: الله أكبر الله أكبر، ثـم قال: لا إله إلاَّ الله، قال: لا إله إلاَّ الله، من قلبه دخل الجنة)). [مسلم].

اگر مؤذن گفت: الله اكبر الله اكبر، و يكي از شما نيز گفت: الله اكبر الله اكبر، سپس گفت: أشهد أن لا إله إلاَّ الله، أشهد أن لا إله إلاَّ اله، و يكي از شما گفت: أشهد أن لا إله إلاَّ الله أشهد أن لا إله إلاَّ الله، سپس گفت: أشهد أنَّ محمداً رسول الله، أشهد أنَّ محمد رسول الله، و يكي از شما گفت: أشهد أنَّ محمداً رسول الله، أشهد أنَّ محمداً رسول الله، سپس گفت: حى علي الصلاه، و يكي از شما گفت: لا حول ولا قوة إلاَّ بالله، سپس گفت: حى علي الفلاح، و يكي از شما گفت: لا حول ولا قوة إلاَّ بالله، سپس گفت: الله اكبر الله اكبر، و يكي از شما گفت: الله اكبر الله اكبر، و[همه اين ها را] از قلب خود بگويد، وارد بهشت مى شود.

گفتن شهادتين پس از وضو

 از ديگر اسباب ورود به بهشت، گفتن شهادتين پس از وضو مى باشد چنان كه عقبه بن عامر (رض) از رسول اكرم (ص) روايت مى كند كه فرمودند: ((ما من مسلم يتوضأ فيحسن وضوءه ثم يقوم فيصلى ركعتين مقبل عليهما بقلبه ووجهه إلا وجبت له الجنة، قال فقلت ما أجود هذه فإذا قائل بين يدي يقول التى قبلها أجود، فنظرت فإذا عمر قال إنى قد رأيتك جئت آنفا، قال ما منكم من أحد يتوضأ فيبلغ أو فيسبغ الوضوء ثم يقول أشهـد أن لا إله إلا الله وأن محمداً عبد الله ورسوله إلا فتحت له أبواب الجنة الثمانية يدخل من أيها شاء)). [مسلم].

هر كدام از شما وضو گرفته آن را نيك كامل كند، سپس بگويد: (أشهد أن لا إله إلاَّ الله وحده لا شريك له، وأنَّ محمداً عبده ورسوله) دروازه هاي هشت گانه بهشت به روي او باز مى شود و از هر دري كه بخواهد، وارد مى شود.

 

ذكر خدا پس از هر نماز

از اسباب ورود به بهشت، ذكر خدا پس از هر نماز است: ابوهريره (رض) روايت مى كند: ((أنَّ فقراء المهاجرين أتوا رسـول الله (ص) فقالوا ذهب أهل الدثور بالدرجات العلي والنعيم المقيم فقال وما ذاك قالوا: يصلون كما نصلى ويصومـون كما نصوم ويتصدقون ولا نتصدق ويعتقون ولا نعتق فقال رسول الله (ص) أفلا أعلمكم شيئا تدركون به من سبقكم وتسبقون به من بعدكم ولا يكون أحد أفضل منكم إلاَّ من صنع مثل ما صنعتم؟ قالوا بلي يا رسول الله، قال: تسبحون وتكبرون وتحمدون دبر كل صلاة ثلاثا وثلاثين مرة)). [متفق عليه].

فُقراي مهاجرين نزد پيامبر(ص) آمدند و گفتند: ثروتمندان با درجات عالي و نعمت هاي هميشگي رفتند، آن حضرت (ص) فرمودند: چگونه ؟ گفتند: نماز مى خوانند همچنان كه ما نماز مى خوانيم، و روزه مى گيرند همچنان كه ما روز مى گيريم، و صدقه مى دهند، ولي ما صدقه نمى دهيم، و برده آزاد مى كنند، و ما چنين نمى كنيم، آن حضرت (ص) فرمود: آيا شما را از چيزي با خبر كنم كه به آنان ـ كه از شما سبقت گرفته اند ـ برسيد؟ و از كساني كه پس از شما مى آيند، پيشى بگيريد، و هيچ كس از شما بهتر نباشد، مگر كسي كه مانند شما عمل نمايد ؟ گفتند: بلي اي رسول خدا! آن حضرت (ص) فرمود: در پايان هر نماز 33 بار سبحان الله، و33 بار الله اكبر، و33 بار الحمد لله، بگوييد.

 

شهادت و گواهي حق

اولين سبب وارد شدن به بهشت، شهادت و گواهي حق است كه وزن و مقدار آن گواهي، به اندازه وزن آسمان و زمين است، اين گواهي كه هيچ معبودي به حق نيست مگر خداي يكتا، و هيچ شريكي ندارد و محمد (ص) بنده و رسول خداست.

هركس كه اين گواهي را بدهد و به اركان آن عمل نمايد و خدا را به يگانگي پرستش كند، وارد بهشت مى شود. عباده بن صامت (رض) از رسول اكرم (ص) روايت مى كند كه آن حضرت (ص) فرمود: ((من قال أشهد أن لا إله إلاَّ الله وحده لا شريك له وأن محمداً عبده ورسوله وأن عيسي عبدالله ورسوله وكلمته ألقاها إلي مريم وروح منه وأن الجنة حق والنار حق، أدخله الله علي ما كان من العمل)). [متفق عليه].

كسي كه گواهي دهد: هيچ معبود حقي به جز خداي يگانه نيست، و هيچ همتايي ندارد، و گواهي دهد كه محمد (ص) بنده و پيامبر خداست، و همچنين گواهي دهد كه حضرت عيسي بنده و پيامبر و كلمه خداوند و روحي از طرف خداوند است و بهشت و جهنم حق اند، هر عملي داشته باشد خداوند او را وارد بهشت مى كند.

 

نماز مسافر

خداوند مى فرمايد: )يُرِيدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى  مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ(185)(. [البقرة].

[خداوند در حق شما آساني مى خواهد، و در حق شما دشواري نمى خواهد، و تا شمارِ(روزه) را كامل كنيد، و خداوند را به پاس آنكه هدايتتان كرد، بزرگ بداريد. و باشد كه سپاس بگزاريد].

بلي اسلام چنين است، هيچگاه كار دشواري بر عهدهء كسي نمى گذارد، مگر بأندازهء استطاعت و توانائي آن، و أوامري كه بداند در خور استطاعت آنان نيست واجب نمى كند. از آنجائي كه در سفر احتمال مشقت و سختي وجود داشت خداوند به دو چيز اجازه داده است:

1 ـ قصر نماز: كه بنابر اين آساني نماز چـهار ركعتي به دو ركعت تخفيف مى يابد، پس اگر شما در سفر بودي بايد نماز ظهر و عصر و عشاء را به جاي چهار ركعت دو ركعت بخواني، ولي نماز مغرب و صبح به حالت خود باقي مى مانند و در آنان قصر و تخفيفي نيست. قصر نماز اجازه و هديه اي است از طرف خـداونـد به بندگان متقي و پرهيزگارش، و خـداوند دوست دارد كه بنده همچنانكه فرائض او را انجام مى دهد به موارد رخصت و تخفيف او نيز عمل نمايد.

و هيچ فرقي در نوع وسيلهء سفر نيست، چه سفر با ماشين و هواپيما و كشتي و قطار باشد، و يا با اسب و شتر و قاطر و چهار پايان، و يا با پاي پياده باشد، همهء اينها اسم سفر بر آن اطـلاق مى شود و در هر صورت نماز قصر خوانده مى شود.

2 ـ جمع بين دو نماز: براي مسافـر جـايز است() كه بين دو نماز در يك وقت جمع كند، نمازهاي ظهر و عصر را با هم، و نمازهاي مغرب و عشـاء را با هم جمع مى كند. يعني هر دو نماز در يك وقت ادا مى شود، أما هر نماز جدا از ديگري خوانده مى شود، أول نماز ظهر و سپس فوراً نماز عصر را مى خواند . يا أول نماز مغرب و بعد از آن نماز عشاء را ادا مى كند. البته بايد بخاطر داشت كه جمع بين نمازها صرفاً به نماز ظهر با عصر، و نماز مغرب با عشاء اختصاص دارد، بنابر اين جمع كردن بين نماز صبح و نماز ظهر، و يا بين نماز عصر و نماز مغرب جايز نيست.

أذكار و أورادي كه بعد از نماز گفته مى شود

سنت است كه بعد از نماز سـه بار استغفر الله بگويـد، و علاوه بر آن مى گويد: ((اللهم أنت السلام ومنك السلام تباركت يا ذا الجلال والإكرام، لا إله إلاَّ الله وحده لا شريك له، له الملك وله الحمد، وهو على  كل شيء قديـر، اللهم لا مانع لما أعطيت، ولا معطي لما منعت، ولا ينفع ذا الجد منك الجد)). آنگاه(33) سبحان الله و(33) الحمد لله و(33) الله أكبر مى گويد كه مجموعاً(99) بار مى شود، و براي تكميل عدد(100) مى گويد: ((لا إله إلاَّ الله وحـده لا شريك له، له الملك وله الحمد، وهـو علي كل شيء قديـر)). سپس آيـة الكرسي: )الله لا إله إلاَّ هو الحي القيوم لا تأخذه سنة ولا نوم….(. [البقرة 185]. و)قل هو الله أحـد(. [اخلاص]. و)قل أعوذ برب الفلق(. [الفلق]. و )قل أعـوذ برب الناس(. [الناس] .را مى خواند. و مستحب است كه سه سـورهء گذشته را بعد از نمازهاي صبـح و مغرب سـه بار تكرار كنـد. و همچنين: ((لا إله إلاَّ الله وحـده لا شريك له، له الملك وله الحمد، وهـو علي كل شيء قدير))(10) مرتبه بگويد.

البته تمام اين أذكار و أوراد سنت بوده واجب نيست.

نمازهای سنت راتبه

براي هر مسلمان مستحب است كه بر ((12)) ركعت نماز سنت مواظبت كند بشرطيكه مقيم باشد. كه عبارتند از: چهار ركعت قبل از نماز ظهر و دو ركعت بعـد از آن، و دو ركعت بعد از نماز معـرب، و دو ركعت بعـد از نماز عشاء، و دو ركعت قبل از نماز صبـح. أما در وقت سفـر پيامبر (ص) سنتهاي ظهر و مغرب و عشاء و ترك مى كردند، و بر سنت صبـح و نماز وتر() محافظت مى كردند. و بر ما است كه كردار رسول الله (ص) را أسوه و قدوهء حسنهء خود بدانيم خـداوند مى فرمايد: )لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ(21)(. [الأحزاب].

[به راستي براي شما، در رسول خدا سرمشقي نيكوست].

و گفتار رسول الله (ص) كه فرمودند: ((صلوا كما رأيتموني أصلي)). [بـخاري].

نماز بخوانيد همچنانكه مرا ديديد نماز مى خوانم.

نماز جماعت

نماز با جماعت بيست و هفت درجه ((27)) از نماز تنهائي فضليت بيشتري دارد. اين حديث از ابن عمر رضي الله عنهما از پيامبر (ص) روايت شده چنانكه در صحيح بخاري آمده است.

و در حديث ديگري آمده كه رسول خدا (ص) فرمودند: ((لقد هممت أن آمر بالصلاة فتقام ثم أخالف إلى  قوم في منازلهم لا يشهدون الصلاة في جماعة فأحرقها عليهم)). [متفق عليه].

همانا تصميم گرفتم كه دستور دهم إقامه نماز گفته شود و شروع به خواندن نماز كنند، سپس بطرف مردمي بروم كه در خـانه هايشان هستند و به جماعت حاضر نمى شوند پس خانه هايشان را بر آنان آتش زنم.

اگر تخلف آنها از نماز جماعت معصيت بـزرگي نبود رسول الله (ص) آنها را به سوختن خانه هايشان تهديد نمى كرد.

خـداوند مى فرمايد: )وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ وَارْكَعُواْ مَعَ الرَّاكِعِينَ(43)(. [البقرة].

[و نماز بر پاي داريد و زكات بپردازيد و با ركوع كنندگان ركوع كنيد].

نص صريح و واضحي است در وجوب مشاركت نماز گزاران در نماز جماعت.

نمازهاي فرض

نمازهاي فرض بر مسلمان در هر شبانه روز پنج وقت است كه عبارتند از: نماز صبح كه آنرا نماز فجر يا بامداد گويند، و نماز ظهر، و نماز عصر، و نماز مغرب، و نماز عشاء و يا خفتن.

1 ـ نماز صبـح: دو ركعت است و وقت آن از طلوع فجر صادق يعني فجر دوم ـ و آن روشني است كه در آخر شب از جهت مشرق مى آيد ـ تا طلوع آفتاب.

2 ـ نماز ظهر: چهار ركعت است و وقت آن از اول زوال (مايل شدن) آفتاب از وسط آسمان شروع مى شود و تا هنگامي كه سـايهء هـر چـيز عـلاوه از سـايـهء اصلي آفتـاب يك بـرابـر آن شود ادامه دارد .

3 ـ نماز عصر: چهار ركعت است و وقت آن بعد از انتهاي وقت نماز ظهر شروع مى شود تا اينكه سايهء هر چيز دو برابر آن شود (و وقت ضرورت) تا قبل از غروب آفتـاب كه رنگ آن زرد شود ادامه دارد.

4 ـ نماز مغرب: سه ركعت است و وقت آن از غروب آفتاب شروع شده وتا ناپديد شدن شفق سرخ ادامه دارد.

5 ـ نماز عشـاء: چهار ركعت است و وقت آن بعد از انتهاي وقت مغرب تا يك سـوم شب و يا نيمه أول شب ادامه پيدا مى كند.

طهارات و پاكيزگي

طهارت و پاكيزگي: پاكي بـدن و لباس و جـايگاه خـواندن نماز را در بر مى گيرد، و طهارت بدن به دو چيز حاصل مى شود:

1 ـ غسل: از جنانب و حيض(عادت ماهانه) و نفاس (خـوني كه بعد از وضع حمل مى آيد) كه با ريختن آب بر تمامي جسم و موي سر با نيّت طهارت، حاصل مى گردد.

2 ـ وضوء: خداوند مى فرمايد:(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا قُمْتُمْ إِلَى  الصَّلاةِ فاغْسِلُواْ وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى  الْمَرَافِقِ وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى  الْكَعْبَينِ(6)). [المائدة].

[اي مؤمنان، چون به (قصد) نماز برخيزيد، روي خود و دستهايتان را تا آرنجها بشوييد وسرتان را مسح كنيد وپاهايتان را تا دو كعب (قوزك بشوييد)].

اين آيهء كريمه شامل اموري است كه مرعات نمودن آن در وقت وضوء واجب است:

1 ـ شستن صورت، كه مضمضه و استنشاق نيز جزو صورت شمرده مى شوند.

يعني شستشوي دهان و بيني بوسيله داخل كردن آب در آنها.

2 ـ شستن دو دست تا آرنج.

3 ـ مسح كردن تمامي سر، كه گوشها نيز جزو آن است.

4 ـ شستن دو پا تا قوزك.

و پاكيزگي لباس و جايگاه اداي نماز، اين است كه آنها را از نجاستها مانند إدرار و مدفوعات انسان و مانند آن پاك نمود.

اعجاز قرآن

رمزهاي اعجاز آميز قرآن منحصراً از اين قرارند : 1- اولين آيه قرآن « بسم الله الرحمن الرحيم » داراي 19 حرف عربي است. 2- قرآن مجيد از 114 سوره تشكيل شده است و اين عدد به 19 قسمت است. (6× 19). 3- اولين سوره اي كه نازل شده است سوره علق (شماره96) نوزدهمين سوره از آخر قرآن است. 4- سوره علق 19 آيه دارد. 5- سوره علق 285 حرف (15× 19) دارد. 6- اولين باركه جبرئيل امين با قرآن فرود آمد 5 آيه اولي سوره علق را آورد كه شامل 19 كلمه است.

ادامه نوشته

خانه ی الله

در ادامه ی مطلب تصاویری زیبا از خانه ی پروردگامان میبینیم.
ادامه نوشته